بخش هایی از بیانات حضرت آیت الله امجد در شب اربعین حسینی

در روز اربعین حسینی به همت جمعی از ایرانیان مقیم مالزی مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین علیه السلام برگزار شد. در این مراسم که با حضور پرشور عزاداران حسینی همراه بود آیت الله امجد به ایراد سخن پرداختند که بخش‌هایی از سخنان ایشان در ادامه می خوانید.

در زیارت اربعین که از جابربن عبدالله انصاری نقل شده است، نکته ی اساسیش این است که میفرماید " بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرة الضلاله ". تو خود را فدا کردی برای نجات بشر از جهل و نادانی. جهل در مقابل عقل است، بسیاری از دانشمندان جاهل اند و بسیاری از بی سوادها عاقل اند. عقل و جهل با هم ضد اند وتنافض دارند، امّا علم و جهل با هم تضادّ و تناقضی ندارند. امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: " رُبَّما عالم قد قتله جهله "، یعنی: چه بسا علمایی که جهلشان آن ها را کشت. جهل یعنی بی عقلی و عالمی که به علمش عمل نکند بی عقل است. " انّما یخشی الله من عباده العلماء"، معنایش این نیست که هرکس فقه خواند خشیت دارد، در فقه و اصول و کلام وفلسفه و علوم طبیعی خشیت نیست. دانشمند اگر علمش او را به خدا نزدیک نکند جاهل است.
امام حسین(ع) همه چیزش را داد- علی اکبر واباالفضل و علی اصغر- تا ما را از جهل و گمراهی نجات دهد. همه ی علما، عرفا، حکما را جمع کنید یک موی علی اکبر نمی شود چون " اشبه الناس خَلقاً وخُلقاً و منطقاً برسول الله " است، یعنی آیینه ی تمام نمای جلال و جمال الهی است و اگر پیامبر اکرم (ص) خاتم نبود او لیاقت خاتمیت داشت. اباالفضل را فدا کرده است که درباره اش فرمود " بنفسی انت" یعنی فدایت بشوم ؛ این فدا شدن مانند عشق های دروغین نیست که همچون زلیخا در هنگام امتحان، یوسف (ع) را انداخت در خطر. امام سجاد(ع) در مورد اباالفضل می فرماید ابالفضل مقامی دارد که شهدا به او غبطه میخورند. در کتابی از علماء بغداد آمده امام حسین(ع) در مورد علی اصغر فرمودند او شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) است. 
باید به حقیقت کربلایی وعاشورایی شویم تا از ضلالت وحیرت نجات پیدا کنیم نه فقط با حسین حسید گفتن. دنیای فعلی دنیای پریشانی وگرفتاری های فراوان است و او آمده است مارا از این هوا و هوس ها و پندارها آزاد کند. عقل گرانمایه ترین چیز بشر است، انسان آمده دنیا و خودش را بشناسد و عاقل بشود؛ این قرآن ونهج البلاغه مملوّ از انسان شناسی و دنیاشناسی است. عاقل اسیر دنیا نمی شود، خودبین وانحصارطلب و فرعون منش نیست، ابایی از این ندارد که موعظه و نصیحتش کنند. امام باقر(ع) میفرمایند: "اتّبع من یُبکیک فَإنّهُ لَکَ ناصِحٌ ولا تَتّبِع مَن یُضحِکُک و هو غاش"، یعنی ای صاحبان قدرت و منصب افراد چاپلوس را نپذیرید وکسی را بپذیرید که نقّاد است. انسان عاقل حرف حق را حتّی اگر بچّه یا دشمن باشد می پذیرد، و گرنه جاهل است؛ اگر گوهری از دهان حیوان نجسی بیافتد باز هم گوهر است. وقتی کسی به مقام و منصب رسید باید حرف همه را بشنود خصوصاً فرهیختگان و دانشمندان را و بهترین را پیروی کند، نه اینکه هرکه مخالف میل من حرف زد طرد شود.
اوضاع ما مرضیّ امام زمان(عج) نیست، این همه زندانیان بی گناه، فساد، جنایت، ستم، تهمت، شخصیّت کشی ها، دروغ های پشت سر هم و چپاول بیت المال را آیا امام زمان راضی است؟ این مردم فداکار فرزندان عزیزتر از جانشان را بخاطراسلام  دادند . از جمهوری اسلامی نه جمهوری ماند و نه اسلامی؛ جمهوری یعنی فضای آزاد برای مردم تا نخبگان بیایند حرف بزنند، واَمرُهم شوری بینهم ؛ اجتماع با مشورت پیش میرود نه با انحصارطلبی و قدرت طلبی که هرکس دم بزند خفه اش کنند و هر بلایی سرش بیاورند. 
مردان حق از مصیبت نمی ترسند و همیشه انتقاد پذیرند؛ جامعه ای که در آن انتقاد نباشد قطعاً ساقط است. علامه طباطبایی در جلد دوم المیزان : " اگر ظواهر دین باشد ولی حقیقت و معنویت نباشد فساد بیشتر است. " نسل امروز نمی دانند چه بوده وچه شده، از یک عمّامه به سر خلاف ببینند از دین برمی گردند؛ اگر من بدم چه ربطی به دین تو دارد؟ سلسله ی جلیله ی  اهل علم همیشه حمایت از حقّ و حقیقت کرده اند واگرنکنند نه علم دارند نه عقل. راه توبه باز است وجلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است. آقای بهجت که اهل معنا بودند این اواخرهمواره کلامشان این بود که " روز روشن دست بر چشممان نگذاریم بگوییم شب است". آقای بهاء الدّینی  چندین سال روی ویلچر بودند- به دلیل سکته-  هر کس می آمد خدمتشان فقط این حدیث را می خواندند:" تمام مفاسد در اطاقی جمع اند و کلید آن اطاق شراب است و دروغ از شراب بدتر است".
جامعه عدالت می خواهد، باید مردم در کار باشند تا اسلام در کار باشد و عدالت برقرار شود، حکومت دینی باید به دست معصوم برقرار شود و الّا مردم باید در صحنه باشند با فضای آزاد انتخابات، آزادی بیان و مجلس آزاد نه  اسیر ومرده؛ باید رسانه ها آزاد باشند، مردم در صحنه باشند وآزاد حرف بزنند، فرهیختگان تبادل نظر کنند و بهترین نظر را انتخاب کنند- یستمعون القول ویتّبعون احسنه- انتخابات آزاد باشد تا افراد برجسته بروند مجلس. درست است نباید هرج و مرج باشد ولی این نیست که هر کس مخالف ما باشد بگوییم هرج و مرج است.
کسی باید به مجلس برود که مانند مدرّس باشد که آلودگی ای نداشت و می توانست حرف بزند، کسی که میلیاردها خرج می کند تا برود در مجلس پولی به جیب بزند و فرمایشی عمل کند ارزش ندارد. مجلس فرمایشی قانونی نیست؛ اینکه بگویند به این گروه رأی بدهید قانونی نیست، نماینده ی مجلس نوکر مردم است وباید از حقوق قانونی مردم دفاع کند. مردم همانطور که کسی را نصب می کنند باید بتوانند وقتی خلاف کرد عزلش کنند، هرقدرتی که باشد. کسی که انتقاد نپذیرد فرعون است- ما لابن ادم والفخر اوّله نطفه و آخره جیفه لا یرزق نفسه ... - انسان باید خود را در معرض انتقاد قرار دهد اگر درست بود بپذیرد وگرنه توضیح بدهد.
 این کجای اسلام است که بگوییم تو حرف نزن؟ ما داریم این نظام را از بین می بریم، نظام مقدّسی را که امام آن مردالهی هر چه داشت گذاشت، در به دری ها و آن همه گرفتاری ها را با وجود پیری قبول کرد. البته این نیست که بگوییم آن زمان اشکالی نبوده است و با توجّه به فضای تنگ آن زمان، هم می توان دفاع کرد و هم اشکال کرد. امام هم معصوم نبوده است و اشکالات به ما و مسئولین هم برمی خورد، ولی ما بخواهیم از آن اشکالات واشتباهات سوء استفاده کنیم و آن ها را برنامه ی خودمان کنیم این غلط است. اگر یک راننده ی ماهری زد به جدول من هم باید بزنم؟ غیر از معصومین(ع) همه اشتباه می کنند وباید تخطئه شوند؛ ما نمی توانیم معصوم درست کنیم، فقط اهل بیت(ع) هستند که همه ی علم الهی نزدشان است. 
یک عدّه به خاطر خبث طینت و عدّه ای به دلیل خلاف کاری های ما ذلیل شدند و از آخوند ها متنفرشدند. مشکلی دارم ، مردم از من می پرسند چرا علما این همه فساد و غارتگری و خیانت و جنایت را می بینند و چیزی نمی گویند و بنده نمی توانم از علما دفاع کنم. ما همیشه طلبه هستیم این القاب را رها کنید، علما همیشه پناهگاه مردم بودند. شب عاشورا یک عدّه هوچی بریزند خانه ی امام و فحش بدهند و توهین ناموسی کنند و به جان مردم بیافتند، این ها مدافع اسلامند؟؟ این از خصوصیّات دوران جاهلیّت است که نادان ها صدرنشین ودانشمندان خفه شوند. روستایی بی سواد هم می فهمد و از من می پرسد ما شنیده بودیم رفتن به تشییع جنازه ثواب دارد پس چرا مردم را دستگیر می کنند؟
جبن و ترس برای مؤمن معنا ندارد، خوف خوب است؛ از دیواری که دارد می ریزد کنار بروی ولی جبن از رذایل است. روح شجاعت  از مردم گرفته شده و ترس حاکم گشته است؛ از شنود نباید ترسید، من می گویم همه جا باید شنود باشد تا حرفهایمان را بزنیم. چرا من نمی خواهم ایران باشم، چون هر حرفی می زنم آنرا عوض می کنند و و وسیله ای نیست تا از خود دفاع کنم. امام زمان از این وضعیّت راضی نیست، اگر فکر اساسی نکنیم دشمنان بر ما غالب می شوند. چاره این نیست که مشت گره کنیم و به جان هم بیافتیم، با کسی جنگ نداریم، مردم ترس را بگذارند کنار بیایند حرف بزنند. چرا حقوق مردم را پایمال می کنید.
چاپلوسی و تملق در برابر قدرت، نه دین است و نه ارزش است بلکه از بزرگترین منکرهاست. برگردیم به خدا، سحره ی فرعون در یک لحظه تسلیم حق شدند. با دست بوسی و چاپلوسی بر آدم سوار می شوند وانسان را اسیر می کنند. طلبه اسیر پول نمی شود، کسی پول فراوانی آورد نزد آقای بهاء الدّینی ایشان بصیرت داشتند و فهمیدند آن حقّه باز می خواهد ایشان را بخرد و او را رد کردند. اگر یکی بد بود به همه ی اهل علم بد بین نشوید، این ها گرسنگی ها کشیدند و فداکاری ها کردند تا این مکتب را به ما رسانده اند. مگر دین تومنم؟ دین تو این قرآن و این علی(ع) است که سفارش رسیدگی به قاتلش را می کند؛ این مکتب علی است. اگر من یک مخالف را بردم زندان وآبرویش را بردم این ربطی به مکتب اسلام ندارد. اگر غیراین باشد در جبین این کشتی نور رستگاری نیست. امر به معروف نمی کنیم دعایمان مستجاب نمی شود. با الفاظ بازی نکنید، مردم هوشیارند. 
عزّت و دولت دست خداست، انسان هر حرفی رضای خداست بزند تا خدا نخواهد چیزی نمی شود؛ اگر هم خدا بخواهد که امتحان بشوم و به زندان بروم و در به در بشوم و زجر ببینم، چه از این بهتر؟ مگر غیر خدا می تواند کاری کند؟ تمام دنیا خواستند امام را ذلیل کنند نتوانستند، ولی ما داریم این کار را می کنیم؛ با اعمالمان مردم را از دین بیزار می کنیم. مجیز گویی در لباس روحانیّت بدترین جرم است، تأیید کردن مظالم و خیانت ها با لباس وعمّامه ضدّ دین است و مردم را از دین فراری میدهد. روزی عالم بزرگی در یزد به شدّت گریه می کرده و می فرموده: " اگرفردا این غیر مسلمان ها بگویند اخلاق تو نمی گذارد من مسلمان شوم تکلیف چیست؟"، ما که داریم مسلمان های فداکار را از دین خارج می کنیم. باید جبن وترس را کنار گذاشت وخدا را شناخت و خدا را ملاحظه کرد.



برای دریافت فایل ویدیویی اینجا کلیک کنید.
برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید.

نظر بدهید

برچسب‌ها: ,